شطــرنج ايـران IRANCHESS

  صفحه اصلی فارسی


English Home


  

اسپاسکی به بوش: مرا دستگير کنيد!

بوريس اسپاسکی که مسابقه برگشت انتقامی قهرمانی چهان را در مقابل فيشر به سال  ١٩٩٢ در يوگوسلاوی بازی کرده بود، به جورج بوش در مورد بازداشت فيشر نامه ای نوشته است، که ترجمه سريع آن را در ذيل  می خوانيد.

آقای رئيس جمهور:

در سال ١٩٧٢ بابی فيشر، قهرمانی ملی شد. او مرا در ريکياويک شکست داد. استيلای شطرنج شوروی از ميان رفت. يک مرد، ارتشی کامل را شکست داد.  بعد از آن، فيشر  ديگر شطرنج بازی نکرد و داستان غم انگيز مورفی تکرار شد، مورفی قهرمان افسانه ای شطرنج از آمريکا در ٢١ سالگی، پس از آنکه قويترين بازيکنان اروپا را در هم کوبيد و به عنوان قهرمان غير رسمی جهان شناخته شد، شطرنج را رها کرد و زندگی غم انگيزش را در سن ٤٧ سالگی در نيو اورلئان به سال ١٩٨٤ پايان داد.

در سال ١٩٩٢، بيست سال پس از ريکياويک، معجزه ای اتفاق افتاد. بابی به  شطرنج بازگشت و ما در يوگوسلاوی با هم بازی کرديم. اما در آن زمان بر عليه يوگوسلاوی  و برای شهروندان آمريکا منعی قانونی وجود داشت که آنان را از انجام هر گونه فعاليت در خاک يوگوسلاوی باز می داشت. بابی تذکرات دولت آمريکا را نپذيرفت و دادگاهی محلی در آمريکا در ١٥ دسامبر ١٩٩٢ حکم بازداشت وی را صادر نمود. در صورتيکه برای من، به عنوان يک شهروند فرانسوی از سال ١٩٧٨ هيچ گونه مجازاتی در نظر گرفته نشد.

روشن است که قانون، قانون است. اما شرايط فيشر، شرايطی عادی نيست. من از سال ١٩٦۰با فيشر دوست هستم، يعنی  از مسابقه ماردل پلاتا که در آنجا مشترکاً اول و دوم شديم. بابی شخصيتی خاص است. من همواره او را درک کرده ام. او مردی راستکار با فطرتی پاک است.  اومطلقاً انسانی معاشرتی نيست و نمی توان با استانداردهای زندگی معمولی در مورد او قضاوت کرد. او انسانی فوق العاده حساس در مورد عدالت است و هيچ تمايلی به مصالحه ندارد همانگونه که با اطرافيان و نزديکانش بوده است. او عليه خودش هم همه کار کرده است. من نمی خواهم فيشر را توجيه کنم. او همان چيزی است که هست. تقاضای من فقط برای يک چيز است، برای ترحم و نيکوکاری.

اگر به هر دليلی چنين بخششی امکان پذير نيست، تقاضای من اين است: لطفاً اشتباه رئيس جمهور ميتران در سال 1992 را تصحيح کنيد . بابی و من جرمی مشابه را مرتکب شده ايم، قانون را بر عليه من نيز به اجرا در آوريد، مرا دستگير و همراه فيشر در سلولی فقط با يک دست مهره شطرنج  زندانی کنيد.

بوريس اسپاسکی   

دهمين قهرمان شطرنج جهان

١٨مرداد ١٣٨٣    

 

 برای رهايی فيشرامضاء کنيد!

جهان شطرنج می خواهد فيشر را برهاند، فيشر نبايد به آمريکا باز گردانده شود، به هر قيمت ممکن، فدراسيون شطرنج ايسلند ( محل برگزاری مسابقات قهرمانی جهان سال 1972 ) يک سايت اينترنتی ساخته و از کسانی که به بازگرداندن فيشر به آمريکا اعتراض دارند، امضاء اينترنتی جمع ميکند، و  نامه ای به بوش نوشته و از وی خواسته است که فيشر را ببخشد، در ژاپن برنامه های سخنرانی برای آزادی فيشر  پنج شنبه برگزار و کميته آزاد سازی فيشر تشکيل شد. اداره مهاجرت ژاپن اعتراض فيشر به بازگردانده شدن به آمريکا را نپذيرفته است. آلمان تابعيت فيشر را قبول کرده است،.....

خلاصه همه جا نام فيشر است، برای آشنايی و يا يادآوری اينکه فيشر که بود سال نگار زندگی شطرنجی فيشر تا سال 1975 توسط آقای عليرضا شفيعی به علاقمندان تقديم شده است که خواندن دقيق آن خالی از لطف نخواهد بود :

سال نگار فيشر

اين روزها نام فيشر مجدداً بر سر زبانها افتاده است. شايد بد نباشد خاطرۀ اين قهرمان افسانه ای تاريخ شطرنج را در نگاهی سريع مرور کنيم...

1943- نهم مارس در شيکاگو رابرت جيمز فيشر متولد می شود.

1949- مادرش- يک مطلقه - که او را به نيويورک آورده يک دست صفحه و مهرۀ شطرنج برايش می خرد و بلافاصله بابی خردسال شيفتۀ بازی می شود. در طول سالهای بعدی او دائماً از خانه و مدرسه فرار ... و « فقط» ساعتها شطرنج بازی می کند.

1957- نوجوان 14 ساله ای در آمريکا مسابقات قهرمانی جوانان و بزرگسالان را فتح و نام خود را در جهان شطرنج- برای اولين بار- بر سر زبانها می اندازد. استاد بزرگ رشفسکی پس از او به مقام دوم رسيده است.

1958- فيشر قهرمان آمريکا که شانس حضور در مسابقۀ اينترزونال را يافته با کسب مقام پنجمی مشترک جواز حضور در مرحلۀ نهايی مسابقات قهرمانی جهان را کسب و در سن 15 سالگی به جوانترين استاد بزرگ تاريخ شطرنج تبديل می شود!! مدتی بعد فيشر برای دومين سال پياپی به مقام قهرمانی آمريکا می رسد.

1959- فيشر برای هميشه مدرسه را ترک می کند. قهرمانی آمريکا برای سومين بار. در مسابقه مهم زوريخ پس از تال و گليگوريچ، مشترکاً با کرس به مقام سوم می رسد. در مسابقه نامزدی قهرمانی جهان، درخشش فوق العادۀ ميخاييل تال فرصتی برای ديگران باقی نمی گذارد. پس از کرس، پتروسيان و اسميسلوف، در ميان 8 نفر فيشر به مقام پنجمی مشترک دست می يابد. در سن 16 سالگی در آمد خوبی دارد و از لندن و نيويورک لباسهای گرانقيمت سفارش می دهد! برای اولين بار نشانه هايی از عادت « ديکته کردن شرايط برگزاری يک مسابقه » در او ديده می شود...

1960- مادر و فرزند برای هميشه يکديگر را ترک می کنند .... در مسابقه ماردل پلاتا با 13.5 امتياز از 15 بازی مشترکاً با اسپاسکی اول می شود، اما در بازی بين اين دو، اسپاسکی پيروز ميدان است. در مسابقۀ بوينس آيرس با کسب مقام سيزدهم تا شانزدهم(!) نتيجه ای مأيوس کننده دارد، اما بلافاصله در المپياد لايپزيگ می درخشد، پس از آن برای چهارمين سال پياپی به مقام قهرمانی آمريکا می رسد!

1961- رويارويی پرتنش فيشر- رشفسکی با حساب 7= 2+ 2- نيمه تمام باقی می ماند. مدتی بعد در مهمترين مسابقه سال در بلد، پس از تال بالاتر از پتروسيان، کرس، گليگوريچ و گلر به مقام دوم می رسد.

1962- اينترزونال استکهلم اولين درخشش بينظير کرس در جهان است. او با 13 پيروزی و 9 تساوی و 2.5 امتياز بيشتر از نفر دوم قاطعانه به مقام نخست دست می يابد و ادعا می کند که بزودی باتوينيک را شکست و به مقام قهرمانی جهان .... اما او حضوری ناموفق در مسابقۀ انتخاب نامزد قهرمانی جهان را دارد و پس از پتروسيان، کرس و گلر تنها به مقام چهارم می رسد. از 8 شرکت کنندۀ اين مسابقات 5 نفر از شوروی هستند و فيشر اعتقاد دارد آنها در يک « توطئه خانوادگی» راه او را برای رسيدن به مقام های بالای جدول بسته اند. او روسها را به دسيسه و تقلب متهم می کند...

کسب مقام قهرمانی آمريکا يک بار ديگر. فيشر ديگر از همه چيز ايراد می گيرد: سروصدا، دوربين های عکاسی و فيلمبرداری، صفحه و مهره، حرکات تماشاگران، از حريفی که آرام سر جايش ننشسته ، کافی نبودن نور و ...

1963- فيشر با اعتراض به فيده و روند برگزاری مسابقات قهرمانی جهان در طول سه سال بعدی در هيچ مسابقه ای خارج از مرزهای آمريکا شرکت نمی کند. کسب مقام قهرمانی آمريکا برای ششمين بار با 11 امتياز از 11 بازی !! در حالی که حريفانی چون رشفسکی، اوانس، بنکو، بيسگوئر، مدنيس، رابرت بيرن و دونالد بيرن در مسابقه حضور دارند.

1964- برگزاری مسابقات متعدد سيمولتانه در آمريکا. تلاش او برای شکل دادن يک رويارويی مستقيم با قهرمان جهان ( خارج از چرخۀ مسابقات فيده) با شکست مواجه می شود.

1965- از نيويورک در مسابقۀ يادبود کاپابلانکا در هاوانا به کمک تله تايپ شرکت می کند! چون دولت آمريکا اجازه ورود شهر وندان آمريکايی را به کوبا نخواهد داد. فيشر پس از اسميسلوف به مقام دوم می رسد. قهرمانی آمريکا برای هفتمين بار...

1966- قهرمان آمريکا برای هشتمين و آخرين بار. در مسابقۀ مهم سانتامونيکا فيشر فرصت می يابد برای يک بار ديگر مقابل اسپاسکی و پتروسيان شانس خود را بيازمايد. در نهايت او با نيم امتياز کمتر، پس از اسپاسکی در جای دوم می ايستد اما باز هم مغلوب قهرمان بزرگ روس شده است....

1967- سال آغاز موفقيتهای بی نظير فيشر. او دو مسابقۀ نيرومند اسکوپيه و مونته کارلو را با نتايج خيره کننده فتح می کند. در مسابقه اينترزونال در حالی که با 8.5 امتياز از 10 بازی در صدر است با برگزار کنندگان دچار مشکل می شود و جدول مسابقه را ترک می کند! حالا او برای سه سال ديگر شانس رسيدن به مقام قهرمانی جهان را از دست داده است. افسوس!

1968- دو پيروزی ترسناک ديگر، در وينکوچی با 11 از 13 امتياز و نتانيا با 11.5 امتياز از 13 بازی! فيشر در اوج عدم ناسازگاری با برگزارکنندگان مسابقات است. در المپياد لوگانو حضور دارد، اما نور را بهانه کرده و حتی يک بازی را هم انجام نمی دهد!

1969- فيشر دعوت برگزار کنندگان مختلف را برای شرکت در مسابقات رد می کند. يا به عبارت ديگر برگزار کنندگان نمی توانند با شرايط بيشمار وگاه عجيب او کنار بيايند.

1970- بازگشت روياگونه فيشر! فقط احساسات خود را کنترل کنيد....

در مسابقۀ بوينس آيرس با 15 امتياز از 17 بازی اول می شود! نفر دوم سه و نيم امتياز کمتر دارد. در رويارويی تيمی شوروی مقابل بقيه جهان، با دو پيروزی و دو تساوی پتروسيان را مغلوب می کند. در مسابقۀ بليتسی که در پايان بازيها برگزار شد، از 22 بازی خود 19 امتياز کسب می کند. قدم بعدی فتح مسابقۀ بزرگ زاگرب با 13 امتياز از 17 بازی است! در المپياد زيگن علی رغم نتايج درخشان برای سومين بار مقابل اسپاسکی- قهرمان جهان- شکست می خورد.

فيشر تشنۀ رسيدن به مقام قهرمانی جهان است، اما او که در مسابقۀ قهرمانی آمريکا شرکت نکرده نمی تواند در اينترزونال بازی کند. بنکو جای خود را به او می دهد! در اينترزونال پالمادمايورکا با 18.5 امتياز از 23 بازی اول می شود!! لارسن، گلر و هوبنر با 15 امتياز مشترکاً در جای دوم ايستاده اند...

1971- در مرحله يک جهارم نهايی مسابقات قهرمانی جهان در ونکوور کانادا، فيشر حريف خود استاد بزرگ روس مارک تايمانوف را با نتيجۀ 0-6 ( تکرار می کنم، شش بر صفر!) مغلوب می کند. دنيای شطرنج گيج شده است! در مرحله نيمه نهايی مسابقات فيشر موفق می شود يکی از چند شطرنجباز برتر جهان در طول دو سه سال قبلی- بنت لارسن - دانمارکی را با نتيج، مشابه .... شش بر صفر در هم بکوبد، دنيای شطرنج مبهوت مانده است....

در مرحله نهايی، حريف تيگران پتروسيان قهرمان پيشين جهان است. پتروسيان شروع بهتری دارد اما سرانجام او هم با 5 شکست، سه تساوی و يک پيروزی بدرقه می شود!

1972- پس از مذاکرات بسيار، بالاخره و با تأخير - بدليل عدم حضور به موقع فيشر! - مسابقه اسپاسکی و فيشر در ريک ياويک آغاز می شود. اسپاسکی در بازی اول می خواهد نشان دهد که او می تواند با مهرۀ سفيد به تساوی برسد! فيشر از اين امر ناخشنود است! بازی را پيچيده می کند و سرانجام شکست می خورد. در بازی دوم فيشر انواع مسائل را بهانه کرده و سر ميز حاضر نمی شود . مسابقه در آستانۀ اتمام است، اما فيشر بازگشته و در نهايت با 3- 11= 7 + اسپاسکی را درهم می شکند. سه روز پس از پايان مسابقه، کتاب گليگوريچ در باره اين رويارويی آماه است! نسخۀ انگليسی آن در 200000 نسخه به فروش می رسد! شطرنج ديگر آن بازی سابق نيست.

1975- فيشر به عنوان قهرمان جهان حتی يک بازی هم ندارد! در طول سه سال او در هيچ مسابقه ای شرکت نکرده است، اما حالا او بايد از عنوان قهرمانی خود در برابر آناتولی کارپف دفاع کند. فيده بعضی از شرايط او را می پذيرد، اما فيشر بر هر 41 شرط خود (!) اصرار دارد. مسابقه شکل نمی گيرد و کارپف به عنوان دوازدهمين قهرمان جهان معرفی می شود...

 

کاسپاروف : فيشر، بازی زندگی

همچنان بابی فيشر در فرودگاه ژاپن بسر می برد، حاضر به امضای هيچ گونه مدرکی نمی باشد، پاسپورت وی توسط سفارت آمريکا توقيف شده است و اگر به آمريکا بازگردانده شود به زندان خواهد افتاد، ولی وی همچنان چون يک سامورايی، مغرور! ... .استاد بزرگ لاری اوانس ياری دهنده فيشر خواستار ايجاد امکان عزيمت فيشر به يک کشور سوم، با ذکر نام ايران شد! و گفت فيشر در ايران بسيار راحت خواهد بود!! در همين زمان کاسپاروف مقاله ای بسيار جالب با عنوان بازی زندگی در روزنامه وال استريت ژورنال نوشت که ترجمه سريع آن در ذيل تقديم می گردد:

  مهرداد پهلوان زاده      

 مدير و نويسنده سايت IRANCHESS از سال 1379

بازی زندگی

خبر گيج کننده بازداشت قهرمان سابق شطرنج جهان بابی  فيشر در ژاپن را زمانی که تماماً به  او  می انديشيدم، دريافت کردم. چند روز قبل تأليف جلد چهارم  کتاب شش جلدی  پيشينيان بزرگ من را که در آن عمدتاً  به بررسی بازيهاو زندگی بابی فيشر، ستاره هميشه تابناک جهان شطرنج پرداخته ام،  به پايان رسانده بودم و از اين رو اين خبر شوکی بسيار بزرگ برای من بود.

پروژه، بررسی بيش از صدها بازی فيشر با جزئيات کامل بود، که معنايش عملاً سعی در شناسايی انجام دهندۀ اين حرکات و زمانه اش بود.

گرچه او تنها زمان کوتاهی در قله شطرنج جهان قرار داشت، ولی هنوز هم  از هر شطرنج باز ديگری در جهان مشهورتر است. او مسير اين بازی را در راهی جديد قرار داد. فاصله بين فيشر و هم عصرانش بسيار زياد بود. او يک تنه به اين بازی حيات نو بخشيد، که تا آن زمان در کنترل گروه بزرگ و مجهز دستگاه ورزش شوروی کمونيست بود.

وقتی که فيشر به سمت قلۀ شطرنج جهان در ابتدای دهه 1970 يورش برد، همه چيز برای وی مهيا بود. عملکرد او در شطرنج، چه بر روی صفحه و چه از ديدگاه مسائل اقتصادی، به منزلۀ انقلابی واقعی در شطرنج جهان بود و غرور و لجاجت وی با هر پله صعود به مراحل بالاتر تشديد می شد.

امروز، بسيار مشکل می توان حساسيت پيروزی فيشر در فينال قهرمانی شطرنج جهان مقابل بوريس اسپاسکی در ريکياويک 1972 را به تصور در آورد. در ميانه جنگ سرد(مابين شوروی و آمريکا)، بت شکنی از محله بروکلين نيويورک، تاج شطرنج جهان را از ماشين مجهز شطرنج شورو یی ربود که دهها سال شطرنج جهان را در تحت تسلط خويش داشت. آن هم بعد از آن که برای قدرت نمايی، بازی اول را به عمد باخت و در بازی دوم هم اصلاً سر ميز حاضر نشد! و آن گاه مسابقه ای را که در آن 2- 0 عقب بود، با اقتدار و نتيجه کم نظير 12.5- 8.5 به نفع خويش به پايان رساند.

به دليل رفتارهای خاص، رجز خوانی ها و شهرت فيشر، در جريان "مسابقه قرن"، استقبال خبرگزاری های مختلف جهان بی سابقه و غير قابل باور بود و بازی ها به طور مستقيم در اکثر نقاط جهان نشان داده می شد. در زمان برگزاری مسابقه فيشر - اسپاسکی، من( کاسپاروف) نه ساله بودم ( البته همان زمان هم بازيکن قوی باشگاهی محسوب می شدم)و بازی ها را بسيار مشتاقانه دنبال می کردم.  فيشر تا آن زمان دو استادبزرگ ديگر شوروی را در مارش يورش به قهرمانی جهان در هم کوبيده بود و با اين حال شيفتگان فراوانی در شوروی داشت. همه برای شطرنج وی احترام قائل بودند، بسياری هم البته،  در سکوت، شخصيت و استقلال او را نيز تحسين می کردند.

بعد از آن که مسابقه با پيروزی متقاعد کننده فيشر پايان يافت، جهان زير پای او بود. شطرنج برای اولين بار به ورزشی پول ساز تبديل شد.  گيرايی طبيعی وی و بازيش يک فرصت واحد و استثنايی برای شطرنج پديد آورد. او قهرمانی ملی بود و از نظر محبوبيت از محمد علی کلی قهرمان افسانه ای بوکس هم فراتر رفته بود( هنری کسينجر قبل از يک مسابقه، محمد علی کلی را اشتباهاً آقای فيشر خطاب کرد!) فروش شطرنج و کتب آن سرسام آور شد و جوايز نقدی مسابقات ناگهان اوج گرفت. فيشر رهبر شطرنج جهان بود و با بودن وی شطرنج عموميتی بيش از تنيس و گلف داشت.

اين همه  جلال و جبروت، فشار و مسئوليت زيادی در پی داشت و آقای فيشر  نتوانست خود را دوباره به  بازی  بازگرداند. او سه سال را دور از شطرنج گذراند بدون آن که از عنوان ارزشمندش استفاده ای کند. او تمام عمرش را برای به دست آوردن چيزی جنگيد که برای نگاه داشتن آن در سال 1975 حتی حاضر نشد  يک پياده را يک خانه به جلو براند.

مبالغی نجومی برای جذب دوباره او به شطرنج و بازی در قهرمانی جهان  پيشنهاد شد. او می توانست مسابقه مجددی را در مقابل مدعی جديد با دريافت مبلغ 5 ميليون دلار(بی سابقه تا کنون و نزديک به هفتاد برابر جايزه قهرمان جهان سال 2004! بدون احتساب تورم  سی ساله*) بازی کند. او فرصت و انتخاب های فراوانی داشت، اما آقای فيشر آشتی ناپذير بود. او امپراتوری شطرنج شوروی و ماشين آن را به زانو در آورد و ويران ساخت، اما هيچ چيز به جای آن بنا نکرد. او جنگنجويی ايده آل بود – اما قهرمان خوبی نبود!

اعتقاد عمومی بر اين بود که فيشر فرزند گستاخ و قاتلی است که فقط راه خود را می رود. من اعتقاد دارم که او از  تأثير  روانی رفتار هايش بر حريفان آگاهی کامل داشته است. بزرگ منشی اسپاسکی در مقابل جنگ های روانی فيشر به وی ضربه وارد کرد. در سال 1975، رقيب فيشر، کارپف جوان بود(من بعداً در پنج مسابقه دوجانبه با او روبه رو شدم.)

کارپف که حتی خودش هم تصور نمی کرد بتواند فيشر را شکست دهد، بدون بازی، تاج فيشر را بر سر خود نهاد (کارپف بارها در مصاحبه هايش گفت که در آن سال هيچ شانسی در مقابل فيشر نداشته است، و لی حتماً سه سال بعد از آن قهرمان جهان ميشد!؟) فيشر گويا به همۀ آن چه که در زندگی اش می خواست دست يافته بود و ديگر حاضر نبود نيروی عظيمش را وارد ميدان کارزار کند.

پرده پايانی درام فيشر در سال 1992 اتفاق افتاد. در سن پنجاه سالگی، او با دريافت چند ميليون دلار حاضر شد مسابقۀ مجددی را در مقابل اسپاسکی(در جريان جنگ های داخلی يوگوسلاوی) بازی کند و از انزوا خارج شود، ولی ناگهان مقامات رسمی آمريکا به دليل تحريم يوگوسلاوی از وی خواستند که در آن جا بازی نکند. ولی او هيچ گاه چنين محدوديتهايی را نمی پذيرفت و نپذيرفت!.شطرنج او در آن سال چندان درخشان نبود و تنها تک شعله هايی  از بازی درخشان بابی قديم ديده شد. اما علی رغم انزوای 20 ساله، استواری فکری وی، همچنان برقرار بود.

 فيشر پس از آن به شدت برعليه يهوديان و دولت آمريکا سخن گفت و حتی حادثه يازده سپتامبر را ستود.

گرچه بعضی از عملکردهای او پذيرفتنی نيست، ولی بابی فيشر همواره به دليل بازی های جاودانه ای که انجام داده است در ياد ما خواهد بود. من دلم نمی خواهد تراژدی وی تبديل به تراژدی شطرنج شود.

در حقيقت يک نسل کامل از بازيکنان، آموزش شطرنج را در کودکی مديون  فيشر هستند. امروز گسترش و پيشرفت شطرنج، اگر برای فيشر مشکل بزرگی به وجود آيد، لطمه خواهد ديد و اگر خبر آن در تمام دنيا پخش شود ، ممکن است مردم باور کنند که وقتی يک نابغه، شطرنج بازی می کند چنين اتفاقاتی خواهد افتاد، به جای آن که بينديشند که وقتی فکری حساس کار اصلی اش را رها می کند چنين اتفاقاتی خواهد افتاد.


 دعا کنيم که به شاه شطرنج لطمه ای وارد نشود. همچنين برای علاقه مندان به رابرت جيمز فيشر کتاب ارزشمند بابی فيشر و شطرنج تأليف حسينقلی سالور ( دبير سابق فدراسيون شطرنج ايران) را که بدون شک بهترين کتابی است که در  ايران در بارۀ شطرنج تأليف شده است، توصيه می شود. هر چند بازار تأليف کتاب شطرنج در ايران بی رونق است، ولی اخيراً با خبر شديم که کتاب "مسابقات بزرگ تاريخ شطرنج" که توسط آقای عليرضا شفيعی با زحمت ساليان، تأليف شده است و به زودی چاپ خواهد شد.

* استاد بزرگ احسان قائم مقامی معتقد است که هر چند جايزۀ  قهرمان جهان، در اين سال ها قابل مقايسه با جايزۀ قهرمان جهان در آن سال ها نيست، ولی تعداد بازيکنان حرفه ای، امروزه بسيار بيشتر شده و هزاران نفر در جهان از راه بازی شطرنج امرار معاش می کنند در حاليکه سی سال پيش تعداد شطرنجبازان حرفه ای بسيار اندک بود.

 اسپاسکی قهرمان سابق جهان:

 آقای بوش مرا هم دستگير کنيد!

 حمله به شاه شطرنج ؟؟

رابرت جيمز فيشر قهرمان جهان

فيشر امروز در بازی زندگی

فدراسيون شطرنج جمهوری اسلامی ايران


تهران -بلوار کشاورز-خيابان حجاب تلفن :   3 -8951512 21 (0098) فاکس:  8951514 21 (0098) صندوق پستی:463-14145