|
اين
مقاله اولين بار در سپتامبر ۱۹۸۷ در هفته نامه ۶۴ چاپ شد. در اين مقاله
بر دو نكته تاكيد شده است
۱-اهميت روانشناسى
در شطرنج
۲-كار سيستماتيك و
دوشادوش مربى و بازيكن براى حل بحران.
باز آفرينى
شانس
سرگئى دولماتوف
ترجمه:
مهران حق شناس
معمولاً شطرنجبازان
جوان ما پس از كسب عنوان قهرمانى جوانان جهان به موفقيتهاى چشمگير بعدى
نيز نايل مى شوند. اين امرى منطقى است و به هيچ وجه تصادف در آن نقشى
ندارد، زيرا بلافاصله همه آنها جذب مربيان ورزيده تر مى شوند و در كوران
مسابقات داخلى و خارجى بربار دانش و تجربه خود مى افزايند و در يك كلام
آبديده تر مى شوند.با اين حال، بارها اتفاق مى افتد كه پاره اى از آنها
نمى توانند از نردبان ترقى و پيشرفت به خوبى بالا روند و در نيمه راه
متوقف
مى شوند.براى
مثال، والرى چخوف و سرگئى دولماتوف از اين دسته اند. آنها گاهى در
تورنمنتها قوى ظاهر مى شوند و خيلى وقتها هم ضعيفتر از حد انتظار. چرا؟
چه عاملى مانع رشد و شكوفايى خلاقيت شماست؟ استاد بزرگ دولماتوف در پاسخ
اين سوال مقاله اى نوشته است كه مى خوانيد.
هشت سال پيش در
مسابقات سراسرى ليگ اول شوروى در فرونزه شركت كردم كه حاصل آن هشت پيروزى
و سه باخت و كسب مقام نخست بود. پس از خاتمه آن دوره از بازيها، استاد
بزرگ كوچيف زيرگوشى به من گفت: "تو كلاس ندارى.فقط شانس مى آورى".درآن
لحظه كمى دلخور شدم زيرا فكر مى كردم كه تورنمنت مهمى را فتح كرده ام و
حتماً خوب بازى كرده ام. البته خيلى مانده بود كه شطرنجباز خوبى شوم و
بعدها متوجه اين موضوع شدم – درست زمانى كه به رغم دانش و تجربه بيشتر با
موانع دشوارى مواجه شدم. در اين اواخر به شوخى به دوستانم مى گفتم:
"براى اينكه
بتوانم بار ديگر همان شانسهاى طلايى گذشته را زنده كنم، به هر چيزى
احتياج دارم جز كلاس!"
مشكل من، مشكل همه شطرنجبازان و همه ورزشكاران است. در ابتدا همه چيز سير
سعودى را طى مى كند و سپس درست در لحظاتى كه به واسطه بيشتر شدن تجربه و
مهارت،كلاس ورزشكار بالا مى رود ركود و بحران مهلكى دامنگير مى شود.چه
بايد كرد؟
صراحتاً مى گويم كه
بحران مرحله اى است از مراحل رشد. بايد انتظار كشيد تا اين مرحله از رشد
نيز سپرى شود! ببينيم در مورد من وضع چگونه بود. براى روشن شدن مطلب به
گذشتهاى دور برمى گردم و زندگى خود را شرح مى دهم.
هنگامى كه پدرم
بازى شطرنج را به من و برادرم آموخت، اين بازى براى ما صرفاً حكم سرگرمى
داشت. در آن ايام به بازيهاى پرتحركى چون فوتبال و هاكى بيشتر علاقه
داشتيم. در ده سالگى علاقه وافرى به شطرنج پيدا كردم. در آن زمان، برادرم
به كلى شطرنج را كنار گذاشت. صادقانه بايد اعتراف كنم كه بعداً هيچ گاه
علاقه ام به شطرنج در حد آنروزها نبوده است. من به همه دوستداران واقعى
شطرنج رشك مى برم كه راحت پشت ميز مى نشينند و بدون دغدغه خاطر و بدون
اينكه هراسى به خود راه دهند بازى مى كنند. براى ما شطرنجبازان حرفه اى
به علت دخيل بودن عوامل بيشمارى چون كسب امتياز، مقام، و ... وضع به
گونه اى ديگر است. در شانزده سالگى به درجه استادى ملى رسيدم و در همان سال
در دانشگاه دولتى مسكو قبول شدم و به آنجا رفتم در مسكو با همان آمادگى
اوليه خود به دنياى بزرگان شطرنج گام نهادم و در همان بدو كار به خاطر
زحمات بيدريغ مربى زحمتكشم مارك دورتسكى به درجه استاد بزرگى رسيدم. به
عقيده من استاد ملى شدن فقط استعداد مى خواهد ولى براى رسيدن به مدارج
بعدى به يك جهش كيفى نياز است. نقش مربى بسيار مهم و حساس است.مربى خوب
با خط مشى صحيح خود تفكر شطرنجباز را سراسامان مى دهد. آخر مگر غير از
اين است كه دنياى شطرنج دنياى پيچيده و بزرگى است كه درك صحيح آن در گرو
پايبندى به اصول و تفكر موزون و جهت دار است؟ دورتسكى مربى و دوست خوب و
همواره ياور من بوده است. من هم توانستم او را درك كنم و از همه مهمتر
خود را با وى هماهنگ سازم. در مراحل اوليه كار مشتركمان همه چيز سير
صعودى داشت و من سال به سال بر بار دانش و مهارت خود مى افزودم. به ويژه
در شطرنج جوانان به پيروزى بزرگى دست يافتم. در مسابقات انتخابى جوانان
شوروى و سپس قهرمانى جهان به مقام نخست دست يافتم.دوبار قهرمان جوانان
اروپا شدم و بعد هم در تورنمنتهاى بين المللى متعددى شركت كردم و اول
شدم. از همه مهمتر، در همان خيز نخست به نرم استاد بزرگى دست يافتم. همه
چيز به خوبى پيش مى رفت. اما درست در لحضاتى كه من به پيروزيهاى بعدى مى
انديشيدم ناگاه طوفان سختى وزيد و من در كمند بحران مهيبى گرفتار شدم.اين
بحران خارج از محاسبه و انتظار من و مربىام بود.شروع كردم به قالبى
انديشيدن و خشك بازى كردن. با اين كه شناخت بيشترى از اين يا آن پوزيسيون
در چنته داشتم در اثبات صحت برداشتهاى پوزيسيونىام به بن بست برمىخوردم و
محاسبه هايم غلط از آب در مى آمدند. گويى به نوعى دچار جزم انديشى شده
بودم و به همين دليل، اكثر بازىهايم خشك و بى روح شد و در نهايت به تساوى
مى انجاميد. و من و مربىام به تلاشهاى گسترده اى دست زديم تا شايد از دام
اين بحران مهيب نجات يابيم ولى متاسفانه از تلاشهاى خود هيچگونه نتيجه اى
نگرفتيم سپس به اين نتيجه رسيديم كه براى برون رفت از چنين بحرانى لااقل
به يك جهش كيفى ديگر احتياج است.چند سال وضع به اين صورت ادامه داشت
.دورتسكى معتقد بود كه اگر قبول كنيم كه در علم شطرنج ترمزى رخ نداده
است، پس ما در هر صورت موانع را از سر راه خواهيم برداشت. دورتسكى در
زمينه محاسبه واريانتها دائماً مرا تست مىكرد. در كوتاه ترين زمانى كه او
برايم در نظر مى گرفت واريانتها را محاسبه مى كردم و عجيب آن كه به ندرت
اشتباه مى كردم.
سرانجام همه راهها
به ملاقات با دكتر روانشناس ختم شد. درست در فاصله زمانى كوتاهى پيش از
مسابقات ليگ سراسرى براى ديدار با دكتر رودلف ماكسيموويچ زاگاينوف به شهر
تسخالتوب رفتيم. دورتسكى وى را از قبل مى شناخت زيرا قبلاً يك بار به
اتفاق نونا آلكساندريا به آنجا رفته بود. من هم غياباً او را مى شناختم و
درباره كار موفقيت آميز وى با فوتباليستها، وزنه برداران و دونده ها
مطالب زيادى شنيده بودم. تا روز آغاز مسابقات تنها دو هفته باقى مانده
بود.مى بايست در اين مدت كوتاه همه سدها را بشكنم و به روحيه و باور
جديدى دست يابم و اين باور نكردنى مى نمود. كار ما آغاز شد. در مدتى كه
تحت نظر بودم بارها مورد تستهاى متعدد روانشناسى قرار گرفتم. كم كم به
اين نتيجه رسيدم كه تاكنون نيروهاى مرموز و ناشناخته اى در رفتار و شخصيت
من وجود داشته اند و به طور جدى سد راه پيشرفت و ترقىام بوده اند . در
عين حال دريافتم كه نيروى عظيم بالقوه اى دارم و درك كردم كه چگونه هر
انسانى قادر است با تمرينهاى منظم روانشناسى نيروى مزبور را به عرصه عمل
بكشاند. قبل از ملاقات با دكتر روانشناس، از اهميت اين قبيل موضوعات غافل
بودم و فقط بر آمادگى فيزيكى تاكيد مى كردم . مثلاً مى دانستم كه سيگار
كشيدن مضر است و ورزش كردن امرى است ضرورى و ..ولى سپس دريافتم كه تمرين
روانشناسى معقوله اى ديگر است هر انسانى قادر است در اثر تمرينهاى
روانشناسى در خود دگرگونيهايى ايجاد
كند. خويشتن دارى و كنترل همواره باعث تقويت حس اعتماد به نفس خواهد شد.
در اين اواخر ، هنگامى كه دفتر خاطرات خود را ورق مى زدم ، دريافتم كه
تمرينهاى روانشناسى قبل از هر مسابقه چه تاثير ثمربخشى بر نتايج بازيهايم
گذاشته است. به عقيده من هر ورزشكارى موظف است ايام گذشته اش را با ديدى
نقادانه بررسى كند. زمانى كه در فرونزه (ليگ يك) بازى مى كردم، اگرچه
هنوز از رتبه و كلاس بالائى برخودار نبودم ولى در عوض با دشواريهاى روانى
و بحرانهاى عميق روحى كه بعداً بروز كردند بيگانه بودم. اين بحران به
موازات رشد و فراگيريهاى بعدى در من پديد آمد و حل معضل آن به موقع خود
در درجه اول اهميت قرار گرفت.من به جوانانى كه هنوز با بحران مزبور مواجه
نشده اند توصيه مى كنم كه به خود سازى و تمرينهاى روانشناسى بپردازند
زيرا اين تمرينها به ثبات و استحكام بازى آنها كمك
مى كند و موفقيتهاى
شخصى به بار مىآورد.به عبارت ديگر، هر ورزشكارى در اثر تمرينهاى منظم و
پيگيرانه روانشناسى و با برخوردارى از وجوه و تمايزات اخلاقى ناشى از
اينگونه تمرينات از شانسهاى خوب و معقولى بهره مند خواهد شد.در مورد خودم
بايد اقرار كنم كه در اثر تمرينهاى فوق به برخى از امتيازات نظير خونسردى
و اعتماد به نفس دست يافتم و از همه مهمتر دريافتم كه چگونه در مواقع
حساس و تعيين كننده بر خستگيها چيره شوم و دقيقتر بازى كنم. اين يك
رنسانس واقعى در اخلاق و شخصيت من بود .همين چند وقت پيش، در جريان
مسابقات بزرگ بين المللى مسكو، يكى از تماشاچيان، با اين تصور كه من مى
شنوم و احتمالاً عكس العمل نشان مى دهم، با صداى بلند به دوستش گفت:باز
هم دولماتوف شانس آورد.من در آن لحظه نه تنها دلخور نشدم بلكه به خودم
گفتم: ايكاش هميشه راجع به من چنين بگويند و چنين فكر كنند.
□: بنيامين
■:دولماتف
دفاع هلندى
مسكو ۱۹۸۷
دور ماقبل آخر ، براى يك نبرد جانانه آماده
ام.
حريفم بسيار با انرژى است و احتمالاً جنگنده
ظاهر مى شود . عالى است!
1.d4 e6
2.c4 f5
3.Nf3 Nf6
4.Nc3 Bb4
5.Qb3 B×c3?!
6.Q×c3

حالا چگونه گسترش خود را به اتمام برسانم؟
براى حركت
6….b6
فرصت ندارم زيرا در آن صورت سفيد
7.d5!
خواهد كرد .ظاهراً
5….B×c3+
اشتباه
جدى بود .مى بايست
5…Qe7
ويا
5…a5
مى كردم بعداً درمنزل بررسى خواهم كرد ولى حالا بهتر است به
ادامه بازى فكر كنم.
6… d6
7.g3
باز هم
7…b6
به علت
8.Ng5
و سپس
9.Bg2
امكان پذير نيست.
7… o-o
8.Bg2 Qe7
9.o-o Nbd7
10.b3 a5?!

يك اشتباه معمولاً اشتباه ديگر را به همراه
مى آورد. البته ادامه
10….e5,11.d×e5
d×e5,12.a4
چندان دلچسب نبود ولى بهتر از حركت متن بود.
11.a3!?
من حركت قبلى ام را با اين تصور كه حريف
11.b2
خواهد كرد ،انجام دادم.قصد داشتم پس از
11.Bb2 Ne4,12.Rc2 Ndf6
به هر قيمت
13...b6
كنم .ولى اينك پس از حركت متن
(11.a3)
سفيد ادامه
11… Ne4,12Qc2 Ndf6
را با حركت
13.Ne1!
و با طرح
f3
پاسخ مى دهد كه
اصلاً براى سياه خوب نيست.
11…
Ra7
12.Qc2?!
در اين لحظه احساس
كردم كه حريف مرتكب اشتباه شده است .احتمالاً بنيامين قصد داشت حركت بعدى
سياه
(12…b6)
را با
13.d5
پاسخ دهد
ولى مسئله اينجاست كه
13.d5
دردى را دوا
نمىكند.سياه پس از
13.d5
پاسخ
13….e5
را خواهد داشت و
پياده f5 را به دليل
14….N×d5
نمى توان گرفت.
12… b6
13.Nh4
از يك طرف ، اين حركت قويترين
ادامه محسوب مى شود و از طرف ديگر توجيه حركت قبلى سفيد است.
13… Bb7
14.d5 g6
15.d×e5
Q×e6
16.Bb2 Be4
17.B×e4
Q×e4
18.Qc3 Raa8

اكنون مى توان به جمع بندى نتايج پرداخت. سفيد برترى
آشكار پوزيسيونى دارد و از شانس خوبى براى حمله برخودار است.ولى سياه نيز
از امكانات دفاعى مناسبى برخوردار است .در صورتى كه سياه از همه امكانات
دفاعى خود به خوبى استفاده كند به پوزيسيون رضايت بخشى دست خواهد يافت.
19.f3?
اين
هم نتيجه روحى عدم اعتماد به نفس . از اين حركت حريف خوشحال شدم زيرا يا
به طور جدى به برد سياه مى انجامد (چيزى
كه در نظر اول ساده نيست ) و يا اين كه سياه از ضد حمله نيرومندى
برخوردار مى كند.حركت
19.Rae1
با
طرح
Ng2-f4
به
مراتب براى سياه ناخوشايند تر بود.
19… Qe5
20.Qd2 Qe6
21.Rae1 Rae8
22.Ng2
پر واضح است كه سفيد بايد از تعويض وزيرها اجتناب كند زير
در آن صورت حمله را از دست خواهد داد.
22…. a4!
سياه در نتيجه غفلت سفيد در حركت نوزدهم ،به امكانات
متقابل دست پيدا مى كند در اين لحظه حمله
پوزسيونى سفيد آغاز
مى
شود.
23.e4 a×b3
24.Ne3
f×e4
25.f4!

چنين پوزيسيونى را به زحمت مى توان اداره و
كنترل كرد.به همان نسبت كه تهديدهاى سفيد آشكار و واضح است،راه هاى
مقابله و دفع آنها نيز
براى سياه دشوار است.تهديدهاى f5
ويا Qc3 همراه با پيشروى پياده
g كشنده به نظر مى رسند. مطمئنم
كه قبل از ملاقات
با دكتر روانشناس هرگز قادر به دفاع كردن در يك چنين پوزيسيون بحرانى آن
هم در تنگى وقت و خستگى مفرط نبودم.
(به خودت بيا و از نيروى درونت
استمداد كن)
25… Qf7
26.Qd4
در
صورت
26.f5 g5,Ng4
پاسخ قوى سياه
27…..Qh5
بود
26… h6
27.g4 Kh7
به
اين ترتيب سياه موفق شده كه فوراً نبازد.!
28.Re2 Nc5
29.Rg2 Nd3

در
اينجا نفس راحتى كشيدم .سياه موفق مىشود يكى از ناخوشايندترين سوارهاى
دشمن فيل b2
را
تعويض كند.
(30.Bc3? c5,31.Q×d6
Re6)
30.g5 N×b2
31.Q×b2
Nd7
32.f5
سفيد در حقيقت آخرين يورش خود را انجام مى دهد .به درستى نمى
دانستم كه چه
وقت حمله سفيد به پايان مى رسد . با اين كه فيل b2 تعويض شده و سفيد دو پياده كمتر دارد ولى بايد مراقب بود.
32… Ne5
33.Kh1
ادامه زير به نفع سياه است:
33.g×h6
g5,34.R×g5
Rg8,35.h4 Nf3+,36.R×f3 e×f3
در چنين پوزيسيونى بايد چند حركت دقيق و حساب شده انجام
داد تا حمله حريف به اتمام برسد.
33….. g×f5
34.g×h6
Qe6
35.Rf4 Re7
36.Rg5 Q×h6
37.Qg2 b2
38.Rf1 Ng4

39.N×g4
f×g4
40.R×g4
R×f1+
41.Q×f1
Qc1
42.Rh4+ Kg8

(0-1)
سفيد واگذار كرد.
|